ملوک اعتضادی به میمنت جعفری
گرامی دوست یکتا را قربان می روم؛ نامه گرامیات در شب جمعه رسید. چشمم به زیارت خط شریف روشن قلب محزونم مسرور گردید. و خدا را شاهد می گیرم با اینکه همه اوقات سلامتی سرکار و سایر دوستان را از درگاه ایزد منان خواهانم و همیشه از خدای خویش درخواست می نمایم که چنانچه همه چیز را از من بنده می گیری و گرفته ای، این دو دوست را که در عرض هجده سال به دست آوردم نگیری و همیشه بقای سعادت سرکار و سرکار خانم وفادوست را خواهانم. بلی، رقیمه ای که برای سرکار خانم وفا دوست داده بودید، بنده هم در ساعتی که در پله کرسی خانم نشسته بودم و منتظر نهار آوردن اصغر بودیم زیارت نمودم و از آن به بعد هم که رقیمه ای برای بنده عطا فرمودید، فرمودند باشد که هر دو باهم در یک صفحه بنویسیم. تا اینکه امشب به یاد دوری وجود عزیزتان افتاده دیگر طاقت فردا را نکردم و مشغول عرض کردن شدم. فردا روز ورزش آموزگاران است؛ یعنی در هفته دو ساعت چهارشنبه و دوشنبه به اتفاق مرتضوی و اعتمادی دبیر دبیرستان که یکی از فامیل های بنده است وزرش می کنیم. اما هزار افسوس که جای سرکار خالی است. گل به گل چینم وتعریف کنم روی تو را، هر کجا غنچه بچینم ندهد بوی تو را. عزیزم، آموزگار هر کلاس شاگردان خود را ورزش می دهد. جایتان خیلی سبز بود که بنده عقب مصریان و امامی می کردم، افتادم زمین و پایم مجروح است ولی حرف خانم مدیره این است که چون چاق شده اید نتوانستید حرکت کنید. یک خبر دیگر اینکه ابلاغیه بنده آمده است برای آموزگاری پنج و شش دبستان هفده دی مشهد. به واسطه این قدری به اشکال برخورده ام تا خدا چه کند. خدمت سرکار خانم جان و خود سرکار، همشیره ها و بنده سلام ارادتمندی می رسانند. زیاده قربانت. کسی که سعادت ابدی آن دوست گرامی را طالب است. ملوک اعتضادی منتظر جواب به طور تفصیل از هر جزئیات.
تصویر
نمایش این فقرهنمای تفصیلی
- تاریخ ۲۷ آذر ۱۳۱۶ ش
- ابعاد ۲۶ × ۲۰ سانتیمتر
- مجموعه ها ملک سلطان خانم مسعودی خراسانی
- متعلق به مجموعه مسعودی خراسانی
- محدودیت بدون محدودیت.
- تاریخ آپلود ۲۰ ارديبهشت ۱۳۹۵ ش
- آخرین ویرایش ۳ تير ۱۳۹۵ ش
- شماره سند 13117B7
